و در خطبهاى از امير المؤمنين عليه السّلام آمده است : من آن ذكر هستم كه از آن گم شدهاند ، و راهى هستم كه از آن روى گردانيدهاند ، و ايمانى هستم كه به آن كافر شدهاند ، و قرآنى هستم كه ترك و مهجور شده است ، و دينى هستم كه آن را تكذيب كردهاند « 1 » .
وَ كَذلِكَ
و مانند قرار دادن دشمنان براى تو كه مشتمل بر حكمتها و مصلحتهاى متعددى است ، از قبيل سوق دادن پيروان تو به سوى دار آخرت .
چنانچه گفته شده :
اين جفاى خلق بر تو در جهان * گر بدانى گنج زر آمد نهان
خلق را با تو چنين بدخو كند * تا ترا ناچار رخ آن سو كند
آن يكى واعظ چو بر منبر بدى * قاطعان راه را داعى شدى
مىنكردى او دعا بر اصفيا * مىبكردى او خبيثان را دعا
هامش
( 1 ) البرهان ج 3 ص 166