تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 441

مساهمون:

ص٤٤١
من كه رؤساى گمراهى را دوست خود گرفتم .
لَقَدْ أَضَلَّنِي عَنِ الذِّكْرِ
كه مراد از شريعت ، يا ولايت ، يا قرآن يا نبىّ ، يا ولىّ يا على عليه السّلام يا عقل ، يا فطرت گمراه كرد .
بَعْدَ إِذْ جاءَنِي
پس از آن كه ذكر به زبان رسول صلّى اللّه عليه و آله يا بطور مطلق به من رسيد
وَ كانَ الشَّيْطانُ لِلْإِنْسانِ خَذُولًا
ابتداى كلام از جانب خدا يا از قول ظالم است . يعنى : شيطان خواركننده و تنهاگذارنده انسان است چون شيطان انسان را به كارى دعوت مىكند و سپس او را ترك مىكند ، و در وقت حاجت ، چه در دنيا يا در آخرت او را يارى نمىكند .
وَ قالَ الرَّسُولُ
عطف بر «
يَقُولُ يا لَيْتَنِي
» يا بر «
يَعَضُّ الظَّالِمُ
» يا بر «
تَشَقَّقُ السَّماءُ
» و بر جميع تقادير معناى آيه مستقبل است ، يعنى رسول صلّى اللّه عليه و آله در اين مورد گويد . يا عطف بر «
قالَ الَّذِينَ لا يَرْجُونَ
» و در اين صورت بر همان معناى ماضى باقى مىماند ، يعنى آنان كه اميدوار نيستند جهت استهزاى به رسول صلّى اللّه عليه و آله گفتند : چرا ملايكه بر ما نازل نمىشوند . و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در مقام شكايت از آنان گفت :
يا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً
بار پروردگارا قوم من اين قرآن يا قرآن ولايت على عليه السّلام را متروك گذاشتند .