أَوْ بُيُوتِ آبائِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أُمَّهاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ إِخْوانِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَخَواتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَعْمامِكُمْ أَوْ بُيُوتِ عَمَّاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَخْوالِكُمْ أَوْ بُيُوتِ خالاتِكُمْ أَوْ ما مَلَكْتُمْ مَفاتِحَهُ
خانههايى كه كليد آنها را مالك شدهايد بدين معنا كه شما وكيل مالك باشيد در كالا يا مخزن يا خانهى او ، يا مالك خانه كليد را به صورت عاريه به شما داده ، يا مقصود خانهى مملوك و بنده است ، چه « مفاتح » جمع « مفتح » به معناى مخزن است ، و مالك بنده مالك ملك بنده است .
أَوْ صَدِيقِكُمْ
يا خانههاى دوست خودتان بخوريد كه دوستى و صداقت مقتضى خوشحال شدن با خوردن دوست از خانهاش مىباشد و حدّ اقل اين است كه اجازه داشته باشد ، ولى همهى اينها تا وقتى است كه صريحا عدم اذن از صاحبان خانهها صادر نشده باشد و تا چندى كه منجرّ به اسراف و فساد نباشد .
لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ أَنْ تَأْكُلُوا جَمِيعاً
با صاحبان خانهها با همديگر بخوريد ، يا با معلولين ، يا با انسان ديگر يا با مهمان بخوريد .
أَوْ أَشْتاتاً
يا به طور پراكنده و تنها تنها ، زيرا آنان چنانچه بعضى گفتهاند خوش نداشتند از خانههاى ذكر شده بدون صاحبانشان بخورند و در بعضى از طايفهها مرد تنها نمىخورد و با تنها خوردن به حرج مىافتاد و در خانههاى فقرا نمىخوردند .
زيرا كه غنى و ثروتمند به خانهى فقراى فاميل يا دوستش