نداشتند .
و هرگاه براى سريّهاى « 1 » خارج مىشدند كليد خانههايشان را به جنگجويان مىدادند كه هر چه احتياج دارند بگيرند و بخورند ، ولى آنان بدون همراهى صاحبان خانه خوردن از آن خانهها را خوش نداشتند و هر وقت مىخواستند مريضها را طعام دهند در خانههاى خود چيزى پيدا نمىكردند كه بدهند ، مريضها را به خانههاى خويشان خود مىبردند و مريضها خوردن از آن خانهها را خوش نداشتند ، در زحمت و حرج بودند از باب اين كه توانايى جهاد نداشتند و قدرت بر طاعت نداشتند و مانند افراد سالم نمىتوانستند تندرستها و مؤمنين را زيارت كنند .
پس خداى تعالى از همهى اين موارد حرج و زحمت را برداشت « 2 » و فرمود :
لَيْسَ عَلَى الْأَعْمى حَرَجٌ
.
وَ لا عَلَى الْأَعْرَجِ حَرَجٌ
حذف متعلق براى اين است كه شنونده بتواند هر احتمال ممكن را بدهد و در اوّل كتاب گذشت كه همهى وجوه محتمل از الفاظ قرآن مقصود است .
پس گويى كه چنين گفته باشد : بر آنان كه گفته شد باك و حرجى نيست در اين كه با تندرستها بخورند و با آنان معاشرت نمايند و همچنين از
هامش
( 1 ) - جنگهايى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله خود شركت داشت غزوه و اگر خود حضرت نبود و فرماندهى مىفرستاد سريّه نام داشت .
( 2 ) مجمع البيان ج 8 - 7 ص 156