وصف عرضى براى نفوس نيست چنانچه برخى گفتهاند ، بلكه آن مرتبهاى از مراتب ذات نفوس و نشئهاى از نشئههاى وجود نفوس است .
مُخَلَّقَةٍ
آنكه با خلقت كامل و تامّ است و وزن « تخليق » كه براى مبالغه مىآيد دلالت بر تمام و كامل بودن خلقت دارد .
وَ غَيْرِ مُخَلَّقَةٍ
و آنكه خلقت او تمام نيست ، يا ناتمام شدن زمان خلقتش در رحم باقى مانده ، آن زمانى است كه براى جنين در رحم معهود است ، يا در رحم باقى نمانده ، سقط شده يا به طور سالم قبل از نه ماه خارج شده است .
لِنُبَيِّنَ لَكُمْ
تا براى شما كيفيّت و چگونگى زنده شدن شما پس از مرگ را از اين زنده شدن كه براى شما مشهود است بيان كنيم .
و حذف مفعول براى اين است كه هر احتمال ممكن در ذهن سامع شكل بگيرد ، گويا كه گفته است : تا براى شما بيان كنيم حكمت ، قدرت ، علم ، رأفت ، پشتكار ، خسته نشدن ، ميراندن و زنده كردن ، بعث ، نشر ، جزا و حساب شما را .
وَ نُقِرُّ
اين لفظ با رفع و نصب از باب افعال خوانده شده ، و از ثلاثى مجرّد به صورت تكلّم و غيبت خوانده شده ، ثلاثى مجرّد متكلّم از « قررت الماء » مأخوذ است ، يعنى آب را ريختم .