« كتف » شده باشد ، با كسرهى قاف و كسرهى هاء با اشباع خوانده شده كه طبق اصل است و با كسرهى قاف و سكون هاء خوانده شده تا ضمير آن تشبيه به هاء سكت شود .
وَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ
آنان كه گفتند : « آمنا بالله » يا آنان كه از حقّ روى گردانيدند به خدا سوگند ياد كردند
جَهْدَ أَيْمانِهِمْ
لفظ
« جَهْدَ أَيْمانِهِمْ »
مفعول مطلق نوعى است .
يعنى سوگند ياد كردند و در سوگندهايشان مبالغه نمودند ، چنانچه همين عادت كسى است كه بسيار دروغ مىگويد ، كه سوگند را زياد مىخورد و آن را تأكيد و سنگين و غليظ مىكند .
يا
« جَهْدَ أَيْمانِهِمْ »
مفعول مطلق فعل محذوف است كه آن حال است و عبارت چنين بوده است : « يجهدون جهد أيمانهم » .
لَئِنْ أَمَرْتَهُمْ
كه اگر به آنان دستور خروج به غزوهها بدهى
لَيَخْرُجُنَّ قُلْ
آنان بيرون خواهند رفت پس و تو به آنان بگو :
لا تُقْسِمُوا
سوگند ياد نكنيد و احتياجى به سوگند نيست ، زيرا كه طاعت و عبادت تو .
طاعَةٌ مَعْرُوفَةٌ
طاعت معروفى است كه عقل و عرف به آن اعتراف دارند و رضايت مىدهند ، نفع آن به خود آنان بر مىگردد نه احتياج به اظهار و قسم باشد .
إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِما تَعْمَلُونَ قُلْ
كه البتّه خدا به آنچه