تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 384

مساهمون:

ص٣٨٤
إِنَّما كانَ قَوْلَ الْمُؤْمِنِينَ
جواب سؤال مقدّر از حال مؤمنين است كه ايمانشان مجرّد قول و گفتار نيست بلكه مؤمنان حالشان اين‌گونه است
إِذا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ أَنْ يَقُولُوا سَمِعْنا
مىگويند : ما اين دعوت را شنيديم ، يا حكم آن را شنيديم خواه به نفع ما باشد يا بر ضرر ما .
وَ أَطَعْنا وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَخْشَ اللَّهَ وَ يَتَّقْهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْفائِزُونَ
و اطاعت مىكنم اينان رستگارانند ، پس كسانى كه از خدا و رسولش اطاعت كنند و خدا ترس و پرهيزگار باشند و آنان كامياب‌شوندگانند . لفظ « يتّقه » با كسره‌ى قاف و هاء بدون اشباع خوانده شده و با سكون قاف و كسره‌ها بدون اشباع خوانده شده تا در تخفيف تشبيه به لفظ
هامش
از بنى اميه نازل شده است كه او را به نزد رسول اللّه مىخواند و به نزد يهود و منازعه مربوط به ملك و آب بود و بلخى گفته است كه بين على عليه السّلام و عثمان منازعه‌اى درباره زمينى بود كه آن را از على عليه السّلام خريده بود سپس آن زمين سنگى پيدا شد . تصميم گرفت آن را به خاطر اين عيب به حضرت عليه السّلام برگرداند و حضرت عليه السّلام نمىپذيرفت و مىگفت بين من و تو رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله حكم است . امّا حكم بن العاص ( از خويشان عثمان و از بنى اميّه بود ) به آن مرد مىگفت اگر به او داورى برى به نفع پسر عمّش على عليه السّلام حكم خواهد كرد پس با او به نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله رفتند . آنگاه اين آيه نازل شد . ( وجهى كه على عليه السّلام با يكى از بنى اميّه اختلاف داشت ، چه عثمان و چه ديگرى با فحواى آيات و صفات مؤمن كه پس از آن ذكر شده كه به طور جامع در مورد على عليه السّلام بيشتر مقبول است ) مترجمان