تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 383

مساهمون:

ص٣٨٣
رو برمىگرداندند اين بيان وجه ديگرى است كه دلالت بر عدم ايمان آنان مىكند .
وَ إِنْ يَكُنْ لَهُمُ الْحَقُّ يَأْتُوا إِلَيْهِ مُذْعِنِينَ
ولى اگر به آنان حق داده شود مىپذيرند به آن ادّعا مىكنند . اين نيز وجه ديگرى براى دلالت بر عدم ايمان آنان است و دلالت بر اين است كه توجّه آنان به اسلام براى جلب نفع در دنيايشان است .
أَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ
در دلهاى آنان مرضى است كه به سبب آن مرض از اسلام و حقّ روى مىگردانند با اين كه يقين به حقّ دارند ؛
أَمِ ارْتابُوا
يا آنان در نبوّت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شكّ كرده‌اند .
أَمْ يَخافُونَ أَنْ يَحِيفَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَ رَسُولُهُ بَلْ أُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ
آيا مىترسند كه خدا و رسولش در حق آنان ستم روا دارند با اين نحوه فكر و عمل آنان ظالم و ستمگرانند ، نه خدا و رسولش تا توهّم نمايند كه خداوند به آنان ظلم و ستم خواهد نمود . « 1 »
هامش
( 1 ) در مورد مصداق و شأن نزول اين نظريات مختلف است شيخ طوسى در تفسير البيان مىنويسد : گفته‌اند در توصيف منافقان نازل شده است . . . و گفته‌اند كه درباره‌ى مردى از منافقان و مرد يهودى كه دعوايى بود نازل شده است كه يهودى آن مرد را به رفتن نزد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله دعوت مىكرد ولى منافق او را به رفتن نزد كعب بن اشرف رييس دعوت مىكرد يهوديان گفته‌اند : در حق حضرت على عليه السّلام و مردى
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 383 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى