نيز به علت كفر آنان مىباشد .
يا عطف بر جملهى « رجال » است بنابراين كه « رجال » خبر براى مبتداى محذوف باشد ، يا عطف بر جملهى « يخافون » است بنابراين كه مستأنفه باشد .
بِقِيعَةٍ
لفظ « قيع ، قيعة قيعان » با كسر قاف در همهى اينها جمع « قاع » است و آن عبارت از زمين صاف و هموار و مطمئن است كه كوهها از آن منشعب شدهاند .
يَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ ماءً حَتَّى إِذا جاءَهُ لَمْ يَجِدْهُ شَيْئاً وَ وَجَدَ اللَّهَ عِنْدَهُ فَوَفَّاهُ حِسابَهُ
و اين از تشبيهات تمثيلى است كه عمل كافر را كه شبيه طاعتهايى است كه از شخص قبل از ولايت صادر مىشود و با تلقيح ولايت و بيعت خاصّ ولوى داراى مغز شده است ، به سراب تشبيه كرده كه به صورت آب جارى در صحرايى دور مىدرخشد آيت تشبيه از اين رو است كه صورت عمل او طراوت و خرّمى دارد ، ولى از معناى طاعت خالى است و عمل او فانى است به نحوى كه هيچ اثرى از آن بر نفس باقى نمىماند .
از سوى ديگر در اين آيه اعمال كافرى كه اين عمل را انجام مىدهد ، يا ناظر به اين عمل را كه كردار او به ظاهر حقّ طلب است در حالى كه حقّ از او پنهان و مستور مىباشد و عمل