بَحْرٍ لُجِّيٍّ يَغْشاهُ مَوْجٌ
كه موج آن دريا ، يا عملكننده را بپوشاند .
مِنْ فَوْقِهِ
از بالاى موج ، يا دريا ، يا عملكننده
مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ
اين ضمير « من فوقه » مانند ضمير « من فوقه » قبلى است ؛ ( سحاب ) ابر به صورت اضافه و منون ( سحاب ) هر دو خوانده شده است .
ظُلُماتٌ
لفظ « ظلمات » با رفع خوانده شده كه مبتدا باشد ، و مسوّغ « 1 » مبتدا بودن وصف بودن آن است كه از تنوين استفاده مىشود ، يا خبر مبتداى محذوف است ، و با جرّ خوانده شده ( سحاب ظلمات ) كه بنا بر قرائت تنوين ، « سحاب » بدل از « ظلمات » مىشود .
بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ
ظلمت و تاريكى دريا و ظلمت شب و تاريكى امواج و تاريكى ابر با هم و بر هم آنان را احاطه مىكند .
إِذا أَخْرَجَ يَدَهُ
هرگاه عامل يا هر خارج كنندهاى دستش را خارج كند .
لَمْ يَكَدْ يَراها
هيچ نتواند ديد ، يا ديدن آن نزديك نمىشود ، يا بعد از سختى و مشقّت مىبيند كه جملهى
« لَمْ يَكَدْ يَراها »
در اين معنا استعمال مىشود .
وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً
كسى كه خداوند او را
هامش
( 1 ) مسوّغ : گواراكننده . جايزكننده .
فرهنگ معين دكتر محمّد معين