براى « اذن اللّه » يا براى « ترفع » يا براى
« يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ »
يا براى « يسبّح » يا براى « لا تلهيهم » يا براى «
ذِكْرِ اللَّهِ وَ إِقامِ الصَّلاةِ
» يا براى « يخافون » يا براى
تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ
» يا علّت همهى اين امور است بر سبيل تنازع .
يعنى جزا و پاداش به بهترين عملى كه انجام دادهاند لازمهاش آن دگرگونى در چشمها و دلهاست يا بدين گونه است كه غير از آن عمل كه بهترين است پاداش داده نمىشود چه غير از آن عمل خوب باشد و چه بد يا پاداش همهى عملها خوب و خوبترين و بد در مقابل بهترين آنان قرار مىگيرد و مقصود همين معناست .
و در سورهى توبه در نظير اين آيه بيان وجه پاداش دادن همهى عملها به پاداش بهترين آنها گذشت .
وَ يَزِيدَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ
و خداوند از فضل خودش پاداش آنان را زياد مىكند
وَ اللَّهُ يَرْزُقُ مَنْ يَشاءُ بِغَيْرِ حِسابٍ
اين جمله عطف يا حال است در معناى تعليل ، يا عطف است كه در آن معنا بسيارى و ترقّى است ، زيرا ظاهرا بايد پاداشى كه زيادتر از پاداش مقدار عمل است بر مبناى اندازه و حساب باشد .
امّا خداى تعالى پاداش آن را از اين هم فراتر و افزونتر نموده و فرمود : بلكه بدون حساب و اندازه به آنان روزى مىدهد ، زيرا آنان را خداى مىخواهد و هر كسى را خدا بخواهد روزى بدون حساب مىدهد .