است كه تجارت نمىكرده و به كسب و كار نمىپرداخته است « 1 » .
و در خبر ديگرى است : آن مردان تاجرهايى هستند كه تجارت و بيع آنان را از ذكر خدا بازنمىدارد ، و هرگاه وقت نماز برسد حقّ خدا را در آن وقت ادا مىكنند .
از امام صادق عليه السّلام از تاجرى سؤال شد كه مىگويند او مرد صالحى است ولى تجارت را ترك كرده ، پس امام سه مرتبه فرمود :
اين كار كار شيطان است . أيا ندانسته است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بار كاروانى را كه از شام آمده بود خريد و در آن سود برد و از زيادى آن قرضش را ادا كرد و بين خويشانش تقسيم نمود ، خداى عزّ و جلّ مىفرمايد :
رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ . . .
تا آخر آيه » .
گويندهى همين داستان مىگويد : اين كه گفتهاند ، آن مردم ( مؤمنان از اهل صفّه و ديگران ) تجارت نمىكردند ، دروغ گفتند ، و لكن آنان چنين بودن كه نماز را در اوقات خود ترك نمىكردند و به جاى مىآوردند ، و اين عمل افضل از عمل كسى است كه به نماز حاضر مىشود و تجارت نمىكند « 2 » .
يَخافُونَ
حال يا صفت بعد از صفت براى « رجال » يا خبر بعد از
هامش
( 1 ) الصّافى ج 3 ص 437 و من لا يحضره الفقيه ج 3 ص 192 ح 3720
( 2 ) البرهان ج 3 ص 138