تخفيف از « لقيه » به معناى تناول كردن باشد ، « تلقونه » با كسرهى حرف مضارع از همين مادّه ، « تلقونه » از « القاه » و « تلقونه » از « ولق » به معناى دروغ گفت ، « تألقونه » از « ألق » به معناى دروغ گفت ، « تثقفونه » از « ثقف » يعنى طلب كرد و يافت و « ثقفونه » از « وقف » به معناى پيروى و تبعيّت كرد . . . خوانده شده است .
وَ تَقُولُونَ بِأَفْواهِكُمْ ما لَيْسَ لَكُمْ بِهِ عِلْمٌ
با زبانهايتان مىگوييد بدون اين كه دلهاى شما از آن اطّلاع داشته باشد و بر آن معتقد باشد .
وَ تَحْسَبُونَهُ هَيِّناً
آن را آسان حساب مىكنيد و گمان مىكنيد گناه دنبالهاى ندارد .
وَ هُوَ عِنْدَ اللَّهِ عَظِيمٌ
در حالى كه آن نزد خدا بزرگ است .
بدان كه زمانها شبيه هم هستند ، حال اهل هر زمانى مشابه حال اهل زمان گذشته و آينده است .
زيرا كه اهالى زمانهاى گذشته طبق آنچه كه از سيرهى آنان به ما رسيده مانند اهل اين زمان بودهاند ، آنان خودشان را به دين نسبت مىدادند به جهت غرضهاى نفسانى ، نه به جهت غايات انسانى ، غيبت مىكردند و هر كس كه داخل در دين مىشد تهمت مىزدند ، از عيوب و اسرار تفحّص و تجسّس مىكردند ، به همديگر لقبهاى بد مىدادند ، با آشكار شدن عيوب و بديهاى