و ظرف را « بأنفسهم » مقدّم نمود چون مقصود توبيخ و سرزنش كردن بر عدم ظنّ خير هنگام شنيدن تهمت و افترا و در عين حال تشويق و تحريك بر ظنّ خير است و گرنه در غير زمان تهمت و افترا ظنّ و گمان خير مسلّم و مفروغ عنه است .
مقصود از مؤمنين و مؤمنات صفوان و عايشه ، يا ماريه و جريح است .
يا مقصود همهى مؤمنين است ، مقصود از « أنفسهم » كسانى است كه ذكر شد ، از آنان با كلمهى « أنفسهم » تعبير نمود تا مشعر به اين باشد كه شايسته است هر يك از مؤمنين به منزلهى نفس ديگرى باشد .
وَ قالُوا
عطف بر «
ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ
» است ، يعنى مؤمنان بايد مىگفتند :
هذا إِفْكٌ مُبِينٌ لَوْ لا جاءُوا عَلَيْهِ بِأَرْبَعَةِ شُهَداءَ فَإِذْ لَمْ يَأْتُوا بِالشُّهَداءِ فَأُولئِكَ عِنْدَ اللَّهِ هُمُ الْكاذِبُونَ
اين تهمت آشكارى است چرا بر آن چهار گواه نياوردند ، چون گواهاني نياوردند پس ايشان نزد خدا از دروغگويانند .
اين جمله از تتمّهى مقول قول است ، يا ابتداى كلام از جانب خدا است و اشاره به اين است كه هرگاه مدّعى بيّنهى بر ادّعاى خودش نداشته باشد نزد خدا دروغگو حساب مىشود و بر