پس آنچه كه وارد شده مبنى بر اين كه مؤمن از دنيا بيرون نمىرود مگر بعد از پاكى و طهارت از گناهان در مورد كسى است كه از حدود نفس خود خارج شده باشد ، يا نيروى محرّك بر خروج داشته باشد .
و آنچه كه اشعار به وقوف در برزخ دارد در مورد كسى است كه از حدود نفس خويش خارج نشده و نيروى محرّك بر خروج هم نداشته باشد .
فَإِذا نُفِخَ فِي الصُّورِ فَلا أَنْسابَ بَيْنَهُمْ
كلمهى « صور » با ضمّ صاد و سكون واو شاخى است كه در آن دميده مىشود ، در اخبار وارد شده كه آن شاخى از نور است كه اسرافيل در آن مىدمد ، آن داراى يك سر و دو طرف است ، پس اسرافيل در آن مىدمد ، صدا از طرفى كه به سوى زمين است در مىآيد و در نتيجه همهى اهل زمين مىميرند .
از طرفى كه به سوى آسمانهاست صدايى بيرون مىآيد ؛ پس اهل آسمانها مىميرند ، سپس زمين و آسمانهاى خالى از اهل و سكّان هر چقدر كه خدا بخواهد مىماند پس از آن كه خداوند جبرئيل و ميكاييل و اسرافيل و عزراييل را نيز مىميراند .
سپس خداوند در صور مىدمد ، يا اسرافيل را زنده مىكند و به او امر مىكند كه بار ديگر در صور بدمد .