بدين گونه كه اضافه لفظ « بعض » براى استغراق مىشود .
سُبْحانَ اللَّهِ
خداوند منزّه است ، اين جمله به منزلهى نتيجهى مطالب گذشته است .
عَمَّا يَصِفُونَ
و خداوند از آنچه ( فرزند و شريك ) كه آنان وصف مىكنند منزّه است .
عالِمِ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ فَتَعالى عَمَّا يُشْرِكُونَ
داناى پنهان و پيداست ، پس از آنچه شرك مىآورند فراتر و برترست .
« سخن در تفسير عالم الغيب و الشّهادة ، چگونگى علم غيب و شهادت » بدان كه علم همانطور كه در اوّل كتاب و در سورهى بقره گذشت گاهى بدين گونه است كه ذات معلوم نزد عالم حاضر است ، كه علم حضورى ناميده مىشود ، در حقيقت علم همين است .
و اين علم جز با احاطهى عالم بر معلوم به طورى كه معلوم از شئون و سايههاى او شده باشد محقّق نمىشود ، گاهى بدين گونه است كه صورتى از معلوم نزد عالم حاصل است ، كه آنچه در حقيقت معلوم است همان صورت است و معلوم ، معلوم بالعرض است ، نه بالذّات اگر چه مقصود بالذّات بوده باشد ، اين ، ظنّ ناميده مىشود .
چون معلوم از علم منفكّ و جداست و مطابقت نكردن علم با معلوم جائز است .