تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١
وَ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ
آنان به طور مطلق دروغ مىگويند ، وجودشان عارى از جهت صدق است و جهت صدقى وجود ندارد تا دروغ‌گفتنشان را مقيّد به غير آن ( جهت ) بكنيم تا از باب تقيه صحيح باشد و كسى كه در وجودش جهت حقّ و صدق نباشد حقّ را تصديق نمىكند .
مَا اتَّخَذَ اللَّهُ مِنْ وَلَدٍ
پاسخ براى پرسشى مىباشد كه در تقديرست ، گويا كه گفته است : حال منكرين بعث و اعاده معلوم شد . پس حال كسى كه براى خدا ، خداى ديگرى قرار داده چگونه است ؟ آيا اين كار از او صحيح است يا نه ؟ پس فرمود : خداوند براى خود فرزند نگرفته است ، زيرا فرزند چيزى است كه در ذات و لوازم آن مماثل والد است ، پس اگر براى خدا فرزندى بود مثل او ( خدا ) مىشد ، اگر مثل او خداى ديگرى بود لازم مىآمد آنچه كه براى تعدّد خدايان لازم مىآيد . لذا براى بطلان آن برهان ديگرى نياورد ، به برهان تعدّد خدايان اكتفا كرد و فرمود :
وَ ما كانَ مَعَهُ مِنْ إِلهٍ إِذاً لَذَهَبَ
لفظ « إذا » ظرف محذوف است . تقدير آن چنين است : ( لو كان معه إله إذا لذهب ) اگر با
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 231 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى