همهى اين كارها به دست اوست و سزاوار است كه مورد اطاعت قرار گرفته ( و تنها ) در برابر او تضرّع و از او سؤال و درخواست گردد .
بَلْ قالُوا مِثْلَ ما قالَ الْأَوَّلُونَ
بلكه آنان تفكّر و انديشه نمىكنند تا بدانند كه خدا آفريننده و بازگرداننده است .
بلكه با تقليد ( از پدران نادان و گذشتگان گمراه ) همان گفتهها را گفتند :
قالُوا أَ إِذا مِتْنا وَ كُنَّا تُراباً وَ عِظاماً أَ إِنَّا لَمَبْعُوثُونَ
كه چگونه وقتى مرديم و خاك و استخوان پوسيده شديم دوباره برانگيخته مىشويم بدين ترتيب آنان برانگيخته شدن و زنده شدن پس از مرگ را كه بايد به آن اقرار مىكردند غريب شمردند .
لَقَدْ وُعِدْنا نَحْنُ وَ آباؤُنا هذا مِنْ قَبْلُ
كافران گفتند :
اين وعدهها پيش از اين هم بر ما و پدرانمان داده مىشد ، اگر اين وعدهها حق بود در اين مدّت طولانى اثرش ظاهر مىگرديد .
إِنْ هذا إِلَّا أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ
اين سخنان جز افسانهى گذشتگان چيزى نيست .
« أساطير » سخنانى است كه داراى نظام نيست ، جمع « اسطار » و « اسطير » با كسر همزه در هر دو ، « اسطور » با ضمّهى همزه است ، گاهى « تاء » به هر سه ملحق مىشود و به معناى سخن و حديثى است كه داراى نظام نباشد ، امّا « اساطير » جمع « اسطار » جمع « سطر » به معناى خط و كتابت و نوشتن در