مُعْرِضُونَ ( 71 ) أَمْ تَسْأَلُهُمْ خَرْجاً فَخَراجُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَ هُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ ( 72 )
وَ إِنَّكَ لَتَدْعُوهُمْ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ ( 73 ) وَ إِنَّ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ عَنِ الصِّراطِ لَناكِبُونَ ( 74 ) وَ لَوْ رَحِمْناهُمْ وَ كَشَفْنا ما بِهِمْ مِنْ ضُرٍّ لَلَجُّوا فِي طُغْيانِهِمْ يَعْمَهُونَ ( 75 ) وَ لَقَدْ أَخَذْناهُمْ بِالْعَذابِ فَمَا اسْتَكانُوا لِرَبِّهِمْ وَ ما يَتَضَرَّعُونَ ( 76 ) حَتَّى إِذا فَتَحْنا عَلَيْهِمْ باباً ذا عَذابٍ شَدِيدٍ إِذا هُمْ فِيهِ مُبْلِسُونَ ( 77 )
ترجمه :
( 23 / 77 - 63 )
بلكه دلهاى ايشان از اين [ حقيقت ] در غفلت است ، كارهايى [ ناروا ] جز اين دارند كه انجامدهندهى آنند .
تا آنگاه كه نازپروردگانشان را به عذاب فروگيريم ، آنگاه است كه زارى مىكنند .
امروز زارى مكنيد ؛ چرا كه شما از ما يارى نمىيابيد .
چنين بود كه آيات من بر شما خوانده مىشد ، شما [ به آن ] پشت مىكرديد .
در حالى كه در برابر آن تكبّر مىورزيديد و دربارهى آن شبها افسانهسرايى و پريشانگويى مىكرديد .
آيا در اين سخن انديشه نمىكنند ؛ يا چيزى كه به سراغ نياكانشان نيامده بود ، به سراغ آنان آمده است ؟
يا آن كه پيامبرشان را نمىشناسند ؛ و لذا با او بيگانهاند .
يا مىگويند او جنونى دارد ؛ [ چنين نيست ] بلكه [ پيامبر ] حق را براى آنان آورده است ، بيشترينهى آنان ناخواهان حقاند .
و اگر حق از هوا و هوسهاى