وَ جَعَلْناهُمْ أَحادِيثَ فَبُعْداً لِقَوْمٍ لا يُؤْمِنُونَ ( 44 )
ترجمه :
( 23 / 44 - 42 )
سپس بعد از آنان نسلهاى ديگر پديد آورديم .
هيچ امّتى از اجل خويش پيش نمىافتند و پس نمىمانند .
سپس پيامبرانمان را پيامى فرستاديم ، هرگاه كه پيامبرى به سراغ امّتش مىآمد او را دروغگو مىانگاشتند ، آنگاه آنان را به دنبال همديگر آورديم [ و از ميان برديم ] و افسانهشان گردانديم ؛ آرى لعنت بر قوم بىايمان .
تفسير
ثُمَّ أَنْشَأْنا مِنْ بَعْدِهِمْ قُرُوناً آخَرِينَ
پس بعد از آنان اقوام ديگرى را ايجاد كرديم و آنان نيز در موعدى كه بر ايشان مقدّر شده بود هلاك شدند ، زيرا كه قول خدا :
ما تَسْبِقُ مِنْ أُمَّةٍ أَجَلَها وَ ما يَسْتَأْخِرُونَ
كنايه از هلاكت و نابودى آنان در موعد مقرّر و تهديد حاضرين است ، يعنى ، هيچ امّتى از اجل خويش پيش نمىافتند و پس هم نمىماند .
ثُمَّ أَرْسَلْنا رُسُلَنا تَتْرا
لفظ « تترى » از وتر ضدّ شفع است ، تاء از واو تبديل شده است ، مانند تاء « تقوى » و آن وصف يا مصدر است ، الف براى تأنيث است مثل « تقوى » يا براى الحاق است .
بنا بر همين دو احتمال است كه به صورت منوّن و غير منوّن خوانده شده ، معناى آن اين است كه رسولان خود را يكى يكى