گوشت و بين انشاى نفس فاصلهى زمان قرار مىگيرد .
فَتَبارَكَ اللَّهُ
خداوند منزّه و مقدّس است ، اين كلمهاى است كه به اين معنا مخصوص خداست ، كه در مقام تعجّب از شيء و تعظيم آن گفته مىشود .
اگر چه اصل كلمهى « تبارك » از بركت به معناى رشد و زيادى در خيرات است ، به دنبال انشا اين كلمه را آورد تا اشاره به اين باشد كه نفس انسان امر عظيمى است كه شايستهى تعجّب است ، انشاكنندهى آن از عيب و نقص منزّه است .
از تكلّم به غيبت التفات كرد ، نفرمود : « تباركنا » چون اين كلمه مانند مثل در مخاطبات عرب شده و تغييرپذير نيست .
أَحْسَنُ الْخالِقِينَ
خالقيّت حقيقى اگر منحصر در خدا باشد پس واسطههاى خلقت او از ملايكه و قوا و صنعتگرها بسيارند ، خداى تعالى بهتر از همه است ، چون در خلقتش احتياج به چيزى ندارد ، مانند نمونهى قبلى ، مادّه ، مدد ، آلت ، قوا ، جوارح و اعضا .
ثُمَّ إِنَّكُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ تُبْعَثُونَ
و سپس ( پس از مراتب قبلى ، چنان كه در مورد « ثمّ » آورده شده ) بعد از اين مراتب مبرّا هستيد و سپس ( پس از مراتب ديگر ) در روز رستاخيز برانگيخته مىشويد .