فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً
سپس گوشت پاره را استخواندار كرديم پاسخى اوّلا به صورت استخوان ، چون مادامىكه استخوانبندى در بدن جنين متميّز نشود تصوير گوشتها متصوّر نمىشود .
زيرا كه گوشتها در هر جايى به نحو ويژهاى است ، تميّز و خصوصيّات گوشتها جز با تميّز محلّ آنها كه عبارت از استخوانها و خصوصيّات آنهاست محقّق نمىشود .
فَكَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ
آنگاه بر استخوان گوشت پوشانديم و پس از آن ، آن را به صورت آفرينشى ديگر درآورديم .
اينجا لفظ « ثمّ » آورد تا اشعار به فاصله و دورى مرتبهى انشاى خلق باشد ، چه خلق در مكوّنات مادّيّات استعمال مىشود ، انشا در مجرّدات ، گاهى خلق به چيزى اختصاص پيدا مىكند كه احتياج به مادّه دارد ، نه مدّت ، مانند آسمانها و عناصر ، انشاى مخصوص متقدّرات مجرّد از مادّه و مدّت مىگردد ، ابداع مخصوص مجرّدات از همه است و به هر دو معنا درجهى انشا بالاتر از خلق است ، براى اشاره به اين كه انشاى نفس انسان مانند مضغه شدن علقه نيست كه بدون فرجه و مهلت و زمان باشد .
بلكه انشاى نفس انسان از بدنش ممتاز نمىشود مگر در آخر ايّام حمل يا اوّل ايّام وضع حمل ، كه در اين صورت بين پوشيده شدن استخوان با