در اين سوره حقيقت نور را با توجّه به روايات و اخبار معصومين عليهم السّلام مرقوم فرمودهاند : نور اسم محمّد صلّى اللّه عليه و آله يا نبوّت يا رسالت يا ولايت اوست ؛ يا اسم على عليه السّلام يا خلافت يا ولايت آنحضرت است .
پس از شرح مفصّلى در تفسير آيهى مباركهى نور نتيجه گرفتهاند كه « نور خودش بذاته ظاهر است و ظاهركنندهى غير خودش » در حقيقت جز حقيقت وجود چيزى نيست كه آن واجب لذاته و واجبكنندهى غير خودش است .
پيرامون حدّ زنا و قذف جهت مصون ماندن امنيّت حيثيتى جامعه ، حديث افك را بهعنوان نمونهاى از تلاش منافقين بر اشاعهى فحشا و نهى از آن ، اختصاص پاكان را براى پاكان و ناپاكان را از براى ناپاكان يادآور شده است .
در فرازهاى بعدى تطبيق مثل با ممثّل مىفرمايد كه كردهها و دلخوشىهاى كفّار را همانند سرابى معرفى نموده ، ملامت و سرزنش از روى گردانيدن حكم رسول و وعدهى جانشينى ايمان آورندگان شايسته ، مقرّرات اذن خواستن براى ورود در اوقات سهگانهى شرم و عورت ، ويژگيهاى مؤمنان ، عمل بر مبناى اذن پيامبر و اولياى الهى نهى از صدا كردن پيامبر مثل همديگر ، انذار از مخالفت رسول را بيان فرمودهاند .
سورهى فرقان
كتاب الهى را معرّفى مىكند كه جداگر حقّ و باطل بر مبناى بيّنات كه هدايتگر مردم است ، اگرچه اعراض نمودن عادت ديرينهى مردم را متذكّر