تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
پس اگر تو را تصديق كردند كه همان مطلوب است ، اگر تو را تكذيب كردند پس اندهناك نباش كه تكذيب عادت و خوى انسان است مادامىكه از انانيّت خود خارج نشود حقّ را تكذيب مىكند .
فَقَدْ كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَ عادٌ وَ ثَمُودُ وَ قَوْمُ إِبْراهِيمَ وَ قَوْمُ لُوطٍ وَ أَصْحابُ مَدْيَنَ وَ كُذِّبَ مُوسى
چنان كه پيش از آنان هم قوم نوح ، عاد ، ثمود . و همچنين قوم ابراهيم ، لوط ، اهل مدينه و نيز موسى مورد تكذيب واقع شدند .
فَأَمْلَيْتُ لِلْكافِرِينَ
و آنگاه آنان را مهلت دادم و عمرشان را طولانى كردم .
ثُمَّ أَخَذْتُهُمْ فَكَيْفَ كانَ نَكِيرِ
و سپس فروگرفتنشان ، پس بنگر كه عقاب من چگونه بوده است ؟ يعنى بنگر چگونه عملهاى آنان را ناپسند و نعمت‌هايشان را به نقمت بدل ساختم ؟ يا چگونه بود نقل كردن من آنان را از حالتى كه خوش‌حالشان مىكند به حالى كه ناراحتشان مىسازد ؟
فَكَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها وَ هِيَ ظالِمَةٌ فَهِيَ خاوِيَةٌ
چه بسيار شهر و ديارى كه ما اهلش را در آن حال كه به ظلم و ستم مشغول بودند به خاك هلاك نشانديم ؛ پس آن شهرهاى خالى است ، در حالى كه