مشتمل
عَلى عُرُوشِها
بر سقفها و قصرها و تختها مىباشد ، يا آن قريه سرنگون شده و بر پايههايش گشته ، يعنى ديوارهايش بر سقفهايش خراب شده ، يا زير و رو شده و بناهاى پايين بر قصرهاى عالى خراب شده ، يا تختهاى سلاطين آن سرنگون گشته است .
وَ بِئْرٍ مُعَطَّلَةٍ
عطف بر « قريه » است ، يعنى چه بسا و قناتها كه معطّل ماند و اهل آنان را هلاك كرديم .
وَ قَصْرٍ مَشِيدٍ
و قصر محكمى كه آن را نابود ساختيم .
البتّه « بئر معطّلة » به عالمى تفسير شده كه به او مراجعه نمىشود و « قصر مشيد » به عالم يا جاهل مشتبه به اهل علم كه به او مراجعه مىشود .
و نيز تفسير به امام صامت ، امام ناطق ، امام غائب ، امام ظاهر ، به فاطمه عليها السّلام و فرزندش كه از سلطنت و حقّشان معطّل شدهاند .
و به امير المؤمنين عليه السّلام و اولادش كه فضايلشان در بين خلق منتشرست و به علم آل محمّد صلّى اللّه عليه و آله كه معطّل ماند و براى آن اهل پيدا نمىكردند ، به مجد و ساير صفات آنها كه نزد همه مشهور است ، به ولايت على عليه السّلام و نبوّت محمّد صلّى اللّه عليه و آله ، به حقيقت دين كه در هر شريعتى معطّل بود و به ملّتهايى كه در زمان هر نبىّ و بعد از آن از بين رفتهاند ، نيز تفسير شده است .
أَ
آيا از راه رفتن با پاها يا از سير كردن با نظرها باز مىايستند .