ثُمَّ مَحِلُّها
محلّ بدن يا مناسك حجّ .
إِلَى الْبَيْتِ الْعَتِيقِ
به طرف مكّه و حومهى آنست ، كه بيت در اينجا اعمّ از حرم يا محلّ عبادات است ، كه انتهاى حلول آن بدن ( شتر يا گاو قربانى ) و نزول آن به بيت عتيق و معتق قديم باشد كه عبارت از بيت معمور است .
وَ لِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنا مَنْسَكاً
براى هر امّتى روشى قرار داديم ، يعنى قربانى شگفتى نيست ، همانطور كه عجم مىگويند قربانى را آزار حيوان شمرده منكر اذيّت حيوان مىشوند .
و در مناسك حجّ نيز شگفتى نيست ، چنانچه كسى كه خبره و عالم نيست ، مىگويد : اين افعال از كارهاى عقلا نيست و نيز در مطلق عبادات شگفتى نيست ، چنانچه متصوّفة ( صوفى نمايان ) و اباحيّه مىگويند .
زيرا كه ما براى هر امّتى روش خاصّى از قربانىها ، اضحيهها و مناسك مخصوصى در ايّام مخصوص قرار داديم يا براى هر امّتى مناسك مخصوصى از عبادات ، اوامر ، نواهى قالبى و قلبى ، رياضتهاى بدنى و نفسى قرار داديم .
لِيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلى ما رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِيمَةِ الْأَنْعامِ
بيان بهيمهى انعام در اوّل سورهى مائده گذشت و تعليل به آن براى اشعار به اين است كه مقصود از جميع عبادات و جميع بهرهمندىها و