لذّت بردنها تذكّر و يادآورى معبودست ، نه چيز ديگر .
فَإِلهُكُمْ
پس اگر نحوهى ستايش شما متخالف است نبايد با همديگر تخالف و تباعض داشته باشيد ؛ زيرا خداى شما
إِلهٌ واحِدٌ
خداى يكتاست و آن مقتضى اتّفاق است ، نه اختلاف كه موجب لجاجت و عناد و شقاست سالم نگهداريد .
فَلَهُ أَسْلِمُوا وَ بَشِّرِ
خطاب به محمّد صلّى اللّه عليه و آله يا به هر كسى است كه خطاب او ممكن باشد ، پس « بشّر » در معنا « و بشّروا » تا عطف بر « أسلموا » باشد ، يعنى تسليم او شويد و بشارت دهيد .
الْمُخْبِتِينَ
از « خبت » به معناى مكان وسيع است ، يا از « خبيت » به معناى حقيرست ، شايد توصيف به اوصافى كه مىآيد به اعتبار هر دو معناست .
و تفسير به « خاشعين » شده به اعتبار تحقير نفس و به كسى كه دلش به خدا آرامش يافته به اعتبار معناى اتّساع و وسيع بودن دل .
لذا بقيّهى آيه :
الَّذِينَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ
كسانى كه نزد آنان ذكر خدا مىشود
وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ
دلهايشان خشيت مىگيرد ، ناظر به معناى كوچك شمردن خود و خودش است .
و نيز بقيه آيه :