قُلْنا يا نارُ كُونِي بَرْداً
گفتيم اى آتش سرد و سلامت باش ؛ آتش اگر چه نسبت به ما جماد است خطاب و امر به آن صحيح نيست ، لكن نسبت به خداى تعالى عاقل است و شعور دارد و مأمورست .
وَ سَلاماً
« 1 » بر ابراهيم ؛ اگر نمىگفت « على ابراهيم » آتش تا آخر الابد براى همه كس سرد و سالم مىشد ، پس آتش ابراهيم سرد شد و غير ابراهيم را مىسوزانيد .
در خبر است : وقتى او را در منجنيق نهادند جبرئيل در هوا با او ملاقات كرد و گفت : يا ابراهيم آيا تو را با من حاجتى است ؟
ابراهيم گفت : امّا حاجت به سوى تو نه ، امّا به سوى ربّ العالمين چرا ، جبرئيل پايين آمد و با او نشست و دربارهى آتش با او سخن مىگفت ، نمرود به سوى ابراهيم نظر انداخت و گفت :
هر كس خدايى گيرد بايد مانند خداى ابراهيم گزيند .
پس بزرگى از بزرگان اصحاب نمرود گفت : من به آتش ورد و دعا خواندم تا او را نسوزاند كه ستونى از آتش به سوى آن مرد خارج شده و او را سوزاند ، پس لوط به او ايمان آورد .
هامش
( 1 ) اصحاب معرفت و اهل حقيقت را در اين آيت رمز ديگرى است . گفتند اين آتشى است كه در جان خليل تعبيه بود چون نمرود او را منجنيق نهاد ، خليل نيز سرّ خويش در منجنيق مشاهده نمود و اين آتش خواست كه آتش نمرود را خاموش كند ، ندا آمد : اى آتش ، بر آتش نمرودى سر باش ! كه ما حكم كردهايم كه آتش نمرودى گلستان پرگل و شكوفه شود و كرامت خليل و معجزه او را ظاهر سازيم . كشف الاسرار