خدا و جانشينانش روى گردانيدند .
وَ هُمْ بِذِكْرِ الرَّحْمنِ هُمْ كافِرُونَ
( و اى رسول ما بدان كه ) در حقيقت آنان به ذكر خدا ( و كتاب و آيات او ) كافر هستند ( و خداى مهربان را نشناختهاند ) .
تكرار مسند اليه با ضمير جهت تأكيد و حصر ادّعاست ، گويا كافرى جز آنان نيست و تقديم ظرف بر عاملش به جهت شرافت آن نسبت به رحمان و نيز براى حصر است .
يعنى اشيا داراى دو جهت مىباشند ، يكى جهت ذكر رحمانى و ديگرى جهت ذكر شيطانى و هواى نفس .
و تو كه بر آنان از جهت خدايانشان عيب مىگيرى ، از جهت شيطانى خدايانست ، نه از جهت رحمانى آنها .
پس تو به تصديق سزاوارترى ، آنان كافر به اشيا از جهت ذكر رحمانى هستند ، توجّه و نظرشان متوجّه ذكر شيطانى آنهاست ؛ پس آنان به استهزا و توهين سزاوارتر هستند » .
ممكن است مقصود از ذكر ، قرآن ، يا رسالت ، يا ولايت باشد ، كه همهى آنها ذكر خداى تعالى است ، امّا لفظ « باء » در قول خدا : « بذكر الرحمن » سببيّه يا صلهى « كافرون » است .
خُلِقَ الْإِنْسانُ مِنْ عَجَلٍ
« 1 » آدمى در خلقت و طبيعت
هامش
( 1 ) فرق است ميان عجله و سرعت در كارها ، عجله شتابى است ناپسنديده و نكوهيده و از آن نهى شده ولى سرعت شتابى است پسنديده و ستوده ، و بدان امر آمده كه مسارعت كنيد .