كانَتْ ظالِمَةً
« 1 » اين جمله صفت « قريه » يا جواب سؤال از حال قريه يا از علّت هلاك كردن قريه است .
و به هر تقدير مفيد تعليل است ! يعنى به علّت ستمگر بودن هلاكشان كرديم .
وَ أَنْشَأْنا بَعْدَها قَوْماً آخَرِينَ
عطف بر « كم قصمنا » از قبيل عطف تفصيل بر اجمال است ، يعنى و سپس بعد از ايشان مردمانى ديگر پديد آورديم .
فَلَمَّا أَحَسُّوا بَأْسَنا إِذا هُمْ مِنْها يَرْكُضُونَ
و چون عذاب ما را احساس كنند از عذاب ما فرار مىكنند .
لا تَرْكُضُوا
جواب سؤال مقدّر به تقدير قول است ، گويا كه گفته شده : پس چه چيزى شايسته است به آنان گفته شود ؟
خداى تعالى از باب توبيخ و سرزنش و استهزا مىفرمايد :
از عذاب خدا فرار نكنيد .
وَ ارْجِعُوا إِلى ما أُتْرِفْتُمْ فِيهِ
: « أترفته النعمة » نعمت او را به طغيان انداخت و « و أترف فلان » به صورت فعل معلوم يعنى اصرار بر تجاوز كرد ؛ و « اترف فلان » به صورت فعل مجهول به معناى اين است كه او به حال خود رها شد تا هر چه مىخواهد بكند و هر كارى مىخواهد انجام دهد .
هامش
( 1 ) نتيجه ظالم ، خرابى وطن است كه مصطفى فرمود . اگر ظلم خانهى در بهشت باشد خداوند خرابى را بر آن مسلّط خواهد كرد . كشف الاسرار