وعدهى خلافت و جانشينى نيكو تا بازگشت من تخلّف ورزيديد .
قالُوا ما أَخْلَفْنا مَوْعِدَكَ بِمَلْكِنا
لفظ « ملكنا » با فتحه و ضمّه و كسرهى ميم خوانده شده و در هر سه قرائت مصدر « ملك » است ، يعنى اگر ما را به حال اختيار و مالكيّت خود مىگذاشتند ما تخلّف نمىكرديم و لكن سامرى با فريب و تزوير تملّك و اختيار را از ما گرفت .
وَ لكِنَّا حُمِّلْنا أَوْزاراً مِنْ زِينَةِ الْقَوْمِ
لفظ « حمّلنا » با ضمهى « حا » و تشديد ميم و فتحهى « حا » و تخفيف ميم خوانده شده است يعنى ما متحمّل و حامل بارهاى سنگينى شديم كه آن بارها عبارتند از قسمتى از زيور آلات قبطىها كه براى عروسى يا براى عيد آنها عاريه گرفته بوديم .
سپس خارج شديم بدون آن كه آنها را به صاحبانشان ردّ كنيم ، يا آن زيور آلات را پس از غرق شدن آنان و پس از آن كه دريا آنان را به ساحل انداخت از آنان گرفتيم .
يا ما حامل زيور آلاتى كه از قوم به عاريه گرفته بوديم حاصل بار سنگين گناهان شديم ، و در عدم رد آنها به صاحبانشان خيانت كرديم ، پس ما به سببت خيانتى كه در وامهايمان ورزيديم فريب خورديم و سامرى از ما خواست كه آنها را داخل آتش بيفكنيم تا براى ما خدا درست كند .