رفع ( نايب فاعل ) خوانده شده است . « 1 »
لا يَمْلِكُونَ الشَّفاعَةَ
مقصود مطلق بندگان است كه از ذكر هر دو قسم متّقين و مجرمين استفاده مىشود ، يا مقصود فقط مجرمين است كه از شفاعت برخوردار نيستند .
إِلَّا مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمنِ عَهْداً
استثناى از فاعل « يملكون » يا از « الشفاعة » است به تقدير « شفاعة من اتّخذ عند الرحمن عهدا » يا استثناى مفرّغ است ، يعنى براى احدى مالك شفاعت نيستند ، مگر براى كسى كه از رحمان عهد و پيمان گرفته باشد .
شفاعت اعمّ از مصدر معلوم و مجهول ، يا مصدر فعل معلوم است ، يعنى مالك شفاعت براى ديگرى ، يا مالك شفاعت ديگرى براى آنان نيستند ، در اخبار به همهى اينها اشاره شده است . « 2 » و عهدى كه نزد رحمان گرفته شده عبارت از عهد و بيعت است ، در اخبار به عهد ولايت و بيعت با على عليه السّلام تفسير شده است ، چون گرفتن عهد و پيمان نزد رحمان بدون مظاهر و جانشينان الهى براى كسى قابل تصوّر نيست .
و از امام صادق عليه السّلام وارد شده كه فرمود : « 3 » يعنى كسى كه به
هامش
( 1 ) اگر « يحشر المتّقون » بخوانيم يعنى وقتى كه پرهيزكاران گرد آورده شوند در نزد خدا و اگر « يساق المجرمون » بخوانيم ، يعنى وقتى گناهكاران رانده شوند به سوى جهنّم . مترجم
( 2 ) تفسير الصافى ج 3 ص 295 و الكافى ج 1 ص 431 ضمن ح 90 .
( 3 ) تفسير الصافى ج 3 ص 296 و تفسير القمى ج 2 ص 57 .