تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَ كُنْ مِنَ السَّاجِدِينَ وَ اعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ
« 1 » بعضى گفته‌اند : يعنى پروردگارت را عبادت كن تا آنجا كه مرگ تو فرارسد ، چه مرگ است كه يقينى است ، و تا مرگ كه امرى متيقّن و حتمى است تو را رسد . يا از باب اين است كه يقين كامل به امور غيبى حاصل نمىشود مگر بعد از برداشته شدن حجاب بدن با مرگ اختيارى . ولى حقّ معنا اين است كه اعتبار مفهوم غايت و دخول و خروج آنچه به عنوان غايت هر ( مرگ ) گفته شده چيزى است كه دليلى بر آن از عرف و لغت نيست ( حتّى به معناى سر انجام نيست بلكه به معناى براى اين كه است ) . بنابراين مقصود اين است كه تو به علم اجمالى دانستى ، و هر كس امرى را به علم اجمالى بداند ، تفصيل آن را طلب مىكند و مىخواهد ، به جميع مراتب يقين برسد و از علم اليقين تا عين اليقين و از آن تا حقّ اليقين پيش رود ، پس براى اين كه به حقّ اليقين برسى بايد عبادت كنى ، چنانچه مولوى ( ره ) به آن اشاره كرده است :
هامش
( 1 ) يقين - اعتقاد جازم ، اعتقاد قلبى . يعنى آنچه در اثر تشكيك مشكك زائل نشود . ملا صدرا گويد : يقين تامّ به اشيا موقعى حاصل است كه صورت عقلى به عينه مطابق با وجود خارجى باشد و اين يقين از راه علم به علّت حاصل شود . ( ملا صدرا ، اسفار ، ج 3 - از شعر اوّل ، 396 ) گويند : آنچه را چشم سر بيند علم خوانند و آنچه را دل بيند يقين خوانند . و بعضى ديگر گويند : يقين عبارت از چشم دل است .