هامش
طبرس ، امام فخر رازى ، جلالين ، ابو السّعود ، ملّا محسن فيض ، همه يقين را « مرگ » معنا كردهاند ولى اسماعيل حقى در تفسير عرفانى روح البيان آن را معرفت معنا كرده است ، و علّامهى طباطبايى در تفسير الميزان مىگويد : نمىتوان يقين را به معناى ايقان و اطمينان گرفت ، زيرا چنين يقين و ايقانى براى حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و آله در حكم تحصيل حاصل است . به نظر ما مترجمين آن مفهومى را كه صاحب اين تفسير و مولانا و صاحب تفسير روح البيان در نظر دارد تا آنچه مفسّران عاليقدرى كه يقين را به معناى مرگ گرفتهاند منافاتى ندارد ، چه يقين مطلق در تمام ادوار زندگى رسول خدا وجود داشته است و نزول تفصيلى قرآن در 23 سال دليل اصلى اين قضيه است كه در مدّت 23 سال يقين اجمالى به يقين تفصيلى ادامه داشته است تا يقين مطلق كه بىانتهاست و با مرگ اختيارى ( فنا ) حاصل و با مرگ اضطرارى به نقطه نهايى مىرسد .