تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩

ترجمه :

( 15 / 84 - 67 ) ( در آن شب كه فرشتگان به صورت جوانان زيبا به خانه‌ى لوط آمدند ) قوم لوط آگاه شده و خوشحال به خيال كامرانى به خانه‌ى او شدند ، لوط به قوم خود گفت اين جوانان در منزل من مهمانند مرا به آزردن ايشان شرمسار نكنيد ، از خدا بترسيد و در كار مهمانان غريب مرا خجل مگردانيد . قوم گفتند : آيا ما ترا از مهمان كردن مردمان ( حمايت مردمان ) منع نكرديم ، لوط به قوم خود گفت من اين دخترانم را به نكاح شما مىدهم تا اگر خيال عملى داريد انجام دهيد ( و با مهمانانم قصد بد نكنيد ) ، اى محمّد به جان تو قسم كه اين مردم دنيا هميشه مست شهوات نفسانى و به حيرت و غفلت و گمراهى خواهند بود ، بارى قوم لوط هنگام طلوع آفتاب به صيحه‌ى آسمانى هلاك شدند . و شهر و ديار آن‌ها را زير و زبر ساخته آن قوم را سنگباران عذاب كرديم . و در اين عذاب هوشمندان را عبرت و بصيرت بسيار است . و اين ويرانه ( شهر و ديار قوم لوط كه اكنون راهى ) برقرار براى عبرت صاحبان افكار است . همانا در اين عقوبت بندگان مؤمن را آيت و عبرت است . و اهل شهر ( ايكه ) ( قوم شعيب ) هم مردم بسيار ستمكارى بودند ، آن‌ها را نيز به كيفر رسانيديم و شهر ايكه و سدوم يا مدين كه ديار قوم لوط بود براى اهل اعتبار راهى روشن و آشكار است ، و اصحاب حجر هم رسولان ما را تكذيب كردند ، و از آياتى كه ما بر آن‌ها فرستاديم روى برگردانيدند ، و در كوهها منزل ساختند تا از خطر ايمن باشند ، صبحگاهى صيحه‌ى عذاب آن‌ها را نابود كرد ، و به فراز كوه هم با همه‌ى ذخائر و ثروت از هلاك ايمن نگرديدند .