قالُوا لا تَوْجَلْ إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلامٍ عَلِيمٍ
در اخبار « 1 » وارد شده كه مژده و بشارت فرزند از جانب خدا آمد ، پس سه سال درنگ كرد و بار ديگر پس از سه سال بشارت آمد .
قالَ أَ بَشَّرْتُمُونِي عَلى أَنْ مَسَّنِيَ الْكِبَرُ فَبِمَ تُبَشِّرُونَ قالُوا بَشَّرْناكَ بِالْحَقِّ
گفتيد : به امرى كه واقعيّت دارد و حقّ است بشارت مىدهيد ؟
فَلا تَكُنْ مِنَ الْقانِطِينَ
چون خداى تعالى قدرت بر چيزى دارد كه اسباب ظاهرى موافق آن نيست از اين رو فرمود : از نوميدان مشو .
قالَ وَ مَنْ يَقْنَطُ مِنْ رَحْمَةِ رَبِّهِ إِلَّا الضَّالُّونَ
خدا گفت : كسانى از رحمت خدا نااميد مىشوند كه نسبت به معرفت و قدرت خدا گمراهند ،
قالَ فَما خَطْبُكُمْ أَيُّهَا الْمُرْسَلُونَ
گفت اى فرشتگان مأمور ، پس از بشارت كار شما چيست ؟
قالُوا إِنَّا أُرْسِلْنا إِلى قَوْمٍ مُجْرِمِينَ
گفتند : ما به قوم لوط فرستاده شدهايم كه آن مجرمان را هلاك كنيم .
إِلَّا آلَ لُوطٍ
جز قوم لوط كه حرف استثنا آنها را استثنا كرده است از قوم مجرمين به صورت استثناى منقطع يا متّصل يا اين كه استثناى از ضمير مستتر در « مجرمين » است ،
إِنَّا لَمُنَجُّوهُمْ أَجْمَعِينَ إِلَّا امْرَأَتَهُ قَدَّرْنا إِنَّها لَمِنَ الْغابِرِينَ
لفظ « قدّرنا » معلّق شده ، چون
هامش
( 1 ) تفسير الصافى 3 : ص 115 تفسير العياشى 2 : ص 244 / ح 25 تفسير البرهان 2 : ص 348 / ح 1