تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠

تفسير

وَ جاءَ أَهْلُ الْمَدِينَةِ يَسْتَبْشِرُونَ
پس از اطّلاع حاصل كردن از ورود مهمانان به واسطه‌ى زن لوط چنانچه گذشت اهل شهر به همديگر مژده مىدادند ، چه در آن‌ها طمع داشتند و خيال مىكردند كه لوط عليه السّلام هم در كار آن‌ها شريك خواهد شد .
قالَ إِنَّ هؤُلاءِ ضَيْفِي فَلا تَفْضَحُونِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ لا تُخْزُونِ
لوط گفت : اين‌ها مهمان من هستند مرا پيش ايشان رسوا نسازيد و از خدا بترسيد و مرا خوار و ذليل مكنيد يا شرمنده نسازيد . زيرا « تخزون » از خزى به معناى خوارى است ، يا از خزايه به معناى حياست .
قالُوا أَ وَ لَمْ نَنْهَكَ عَنِ الْعالَمِينَ
گفتند : آيا ما تو را از مهمان كردن مردم نهى نكرديم ؟
قالَ هؤُلاءِ بَناتِي إِنْ كُنْتُمْ فاعِلِينَ
لوط گفت : اين دختران من ( دختران قبيله من ) هستند اگر كارى داريد .
لَعَمْرُكَ
قسم به جان تو و به حيات تو اى محمّد صلّى اللّه عليه و آله
إِنَّهُمْ لَفِي سَكْرَتِهِمْ يَعْمَهُونَ
آن‌ها در مستيشان حيران و سرگردانند ، آوردن صيغه‌ى مضارع جهت احضار حال گذشته است ( سرگردان بوده و هستند ) .
فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ مُشْرِقِينَ
در آن هنگام كه داشت آفتاب طلوع مىكرد
فَجَعَلْنا عالِيَها سافِلَها
بالاى شهر آن‌ها را زير قرار دادم كه مقصود زير و رو كردن است .