اهل قريهاى غير از مدين .
لَظالِمِينَ فَانْتَقَمْنا مِنْهُمْ وَ إِنَّهُما
چون ستمكار بودند از آنان يعنى اصل « ايكه » و « مدين » يا مقصود قريههاى قوم لوط و قريههاى اصحاب ايكه انتقام گرفتيم ( آنها را به نقمت كردارشان رسانيديم )
لَبِإِمامٍ
« 1 »
مُبِينٍ
و آن دو قريه در راه روشن و واضحى است كه هر راهرو و عبور كنندهاى بر آن مىگذرد و بدانسو راه مىجويد ، چه امام عبارت از هر چيزى است كه به آن رهنمون شود ، چه راه باشد ، چه غير راه .
وَ لَقَدْ كَذَّبَ أَصْحابُ الْحِجْرِ الْمُرْسَلِينَ
اهل حجر ( قوم ثمود ) رسولان ( صالح ) را تكذيب كردند ، و شايد آنها رسولان ديگرى نيز داشتهاند ، يا اين كه تكذيب يكى از رسولان تكذيب همه است ، يا اين كه لفظ جمع آوردن « مرسلين » به اعتبار كسانى از مؤمنين است كه با رسول بودند ، و « حجر » اسم وادى آنها است ، و آن وادى است بين مدينه و شام كه آنجا سكونت مىكردند « 2 » .
هامش
( 1 ) امام پيشوا بطور مطلق ، و پيشواى مذهبى بطور خاصّ . در ملل و نحل آمده است : كلمه اماميّه اغلب اطلاق بر پيروان حضرت صادق عليه السّلام تا دوازدهمين امام شود و لكن گاه اطلاق بر اسماعيليّه ، زيديّه ، و . . . هم مىشود و بالجمله كلمهى اماميه بطور مطلق اطلاق بر فرقه و دستهاى مىشود كه قايل به امامت اولاد على باشد و با قيد دوازده امامى ، هفت امامى ، هشت امامى فرقهها ممتاز مىگردند . به هر حال اماميّه قايل به امامت بلافصل حضرت على عليه السّلام بوده و گويند وى جانشين بلافصل او ( پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ) است .
( شهرستانى ، ملل و نحل ، 5 عليه السّلام )
( 2 ) در دائرة المعارف اسلام ( جلد 3 ص 365 ) آمده است : « حجر » مقرّ ويرانهاى باستانى در شمال