معناى علم در آن است ، و غابر به معناى باقى است ، يعنى زن لوط از كسانى است كه مقدّر شده است تا با كفّار جهت هلاك در شهر باقى بماند « 1 » .
فَلَمَّا جاءَ آلَ لُوطٍ الْمُرْسَلُونَ
پس چون فرشتگان به خانواده لوط وارد شدند ، لوط پس از ديدن آنها
قالَ
گفت :
إِنَّكُمْ قَوْمٌ مُنْكَرُونَ
شما گروهى ناشناختهايد و من شما را نمىشناسم يا انسى به شما پيدا نمىكنم چون گمان شرّ به شما دارم .
قالُوا
گفتند : ما براى شما بدى نياوردهايم
بَلْ جِئْناكَ بِما كانُوا فِيهِ يَمْتَرُونَ
ما براى وعدهى عذاب آمديم كه قوم تو در آن شكّ مىكردند
وَ أَتَيْناكَ بِالْحَقِّ
« 2 » ما جهت امر حقّ آمديم كه تخلّفى در آن نيست
وَ إِنَّا لَصادِقُونَ
و قطعا ما راست گوييم تأكيد براى تحقّق عذاب است كه واقع خواهد شد .
فَأَسْرِ بِأَهْلِكَ بِقِطْعٍ مِنَ اللَّيْلِ وَ اتَّبِعْ أَدْبارَهُمْ
خانوادهات را بيرون ببر و از پشت سر آنها مانند نگهبان مراتب باش
وَ لا يَلْتَفِتْ مِنْكُمْ أَحَدٌ
هيچ يك از شما به پشت سرش نگاه نكند ،
وَ امْضُوا حَيْثُ تُؤْمَرُونَ
امر الهى در حين خروج از شهر شما را مىگيرد و به شما مىرسد پس آنوقت هرجا كه مأمور مىشويد برويد .
هامش
( 1 ) براى شرح بيشتر به سوره هود آيه ( 8 و اعراف 83 ) عنكبوت آيات 32 و 33 مراجعه شود .
( 2 ) حقّ - نزد اهل معرفت عبارت از ذات اللّه است . مراد از حقّ ، خداوند مىباشد و آنچه خدا بر خود واجب كرده است حقّ گويند . مقصود ولايت مطلقه است كه مظهر آن على عليه السّلام مىباشد زيرا كه حقّ همان ولايت است كه هر حقّى به موجب حقانيّت آن حقّ است .