است .
و آنچه كه وارد شده مبنى بر اين كه جهنّم در زمين هفتم يا زير زمين است اشاره به همين دارد كه ذكر شد .
همهى اين مراحل و طبقات كه گفته شد در انسان جمع است ، و ليكن رنگ نفس انسانى را به خود گرفته به نحوى كه هيچ حكمى جز حكم نفس ندارد ، و لذا انسان را انسان مىنامند ، و نمىگويند زمين ، يا آتش ، يا جهنّم ، و خلد ، و مادامىكه نفس انسانى از آن طبقات و مراحل جدا نشود حكمى را دارا نمىشوند ، و درهاى آن طبقات در اين هنگام بسته است ، چنانچه در آيات و اخبار به اين مطلب اشاره شده است .
و چون در مقابل هر طبقه از طبقات زمين آسمانى است ، و بهشتهاى هشتگانه در مقابل آسمانهاى هفتگانه است و بالاى آسمان هفتم بهشت لقا و رضوان است لذا درجات بهشت هشت و درهاى آن نيز هشت شده است .
و چون لطيفهى انسانى آسمانى و همجنس با آسمانها است ، پس آن از ابتداى خلقتش در آسمانها داخل است كه آن در مقابل درجات جنان و درهاى آن است ، و روى همين جهت است كه درهاى بهشت باز است و انسان در آن درها واقع شده است اگر چه داخل در بهشت نباشد .
پس در آيات قرآن نسبت به اهل جهنّم در مواضع متعدّد آمده است :
فَادْخُلُوا أَبْوابَ جَهَنَّمَ
و نسبت به اهل بهشت دارد « ادخلوها » و در قرآن هيچ نيامده است كه « ادخلوا أبواب الجنان » ( داخل درهاى بهشت شويد ) ، و