طبع را شامل مىگردد .
و هر چيزى كه در آن حضرات باشد داراى حقيقتى در حضرت اسما و حقيقتى در حضرت فعل و اضافهى الهى اشراقى است ، و هر چه كه در حضرت فعل است داراى حقيقتى در حضرت اسماء نيز است .
و هرآنچه كه در حضرت ارواح است داراى حقيقتى در حضرت اقلام و حقيقتى در حضرت فعل و حقيقتى در حضرت اسماء است ، و همچنين است حضرت نفوس كلّى و آنچه كه در آنها است و حضرت نفوس جزئى و آنچه كه در آنها است و عالم طبع و آنچه كه در آن است .
به عبارت ديگر : هر دانى و مرتبهى پايين مستقلا صورتى در عالى ، و صورتى نيز بالاستقلال در عالم عالى دارد ، و صورتى به تبع عالى نه بالاستقلال در عالم عالى دارد .
بنابراين براى هر يك از ممكنات حقيقتهايى است در حضرت اسما به طور مستقلّ يا تبعى ، و همچنين در حضرت عقل ، و همچنين در حضرت اقلام تا عالم مثال .
و همهى اين حضورها از آن جهت كه عوالمى مجرّد از مادّه و پردههاى آن است « عند اللّه » و « لدن اللّه » ناميده مىشوند ، چه همهى اينها در محضر او حاضرند ، و چون اين حقايق از تغيير و تبديل همانند اشياى گرانبهاى مخزون محفوظ است لذا خداى تعالى آن را « خزائن » ناميد .
پس هر آنچه كه در عالم ملك است داراى حقيقتى در عالم مثال
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 47
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٤٧