گنجهاى هر چيزى نزد خداست
وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ
« 1 » بدان كه لفظ « شيء » گاهى به صورت عموم اطلاق مىشود و معناى آن مساوى موجود است كه شامل حقّ اوّل تعالى نيز مىشود ، و گاهى لفظ شيء بر وجود آن شيء اطلاق مىشود كه در اين صورت شامل حقّ اوّل نمىشود .
چنانچه شامل حضرت اسما و حضرت فعل كه مبدأ اضافات حقّ اوّل است نيز نمىشود ، و شامل همهى ممكنات مىشود ، مانند حضرت عقول كه از آنها به اقلام عالى و ملائكهى مقرّبين تعبير مىشود ، و حضرت ارواح كه از آنها به ارباب انواع و صف بستگان
الصَّافَّاتِ صَفًّا
تعبير مىشود .
و حضرت نفوس كلّى كه از آنها به الواح كلّى محفوظ و تدبيركنندگان امر تعبير مىشود ، و حضرت نفوس جزئى كه از آنها به دو اعتبار به الواح محو و اثبات و به عالم مثال تعبير مىشود ، و تمام موجودات عالم
هامش
( 1 ) خزائن - جمع خزينه ، رحمت شامل و عام الهى است كه از « خزينه غيب گبر و ترسا وظيفه خور دارند . مفردات عالم عليا و عالم سفلى جمله خزائن خدايند . در عالم عدم ، خداى را چندين هزار خزائن است . كليّات كه در عالم عدماند جمله خزائناند . در مفردات ، آب و خاك و هوا و آتش خزايناند . افلاك و انجم ، عقول و نفوس خزايناند در مركّبات هر معدنى ، و هر نباتى خزينهاى است . خزائن يازدهگانه - يعنى دماغ ، نخاع ، ريه ، قلب ، كبد ، طحال ، مرارت ، معده ، امعاء ، كليتين ، انثيين . اين تقسيمبنديها را اخوان الصفا در رسائل ج 2 ص 382 در مقام بيان تركيب جسد و چگونگى اخلاط بدن و مزاج طبايع بيان كردهاند .