موزون چيزى است كه قابل وزن است و با وزن كردن خريدوفروش مىشود ، مانند فلزّات كه در كوهها مىرويد ، و اگر ضمير به « الارض » و زمين برگردد ، مقصود موزون است كه جهت منافع و بهرهمندى شما اندازهگيرى و سنجش شود و براى مصالح شما آماده شده است ، و اگر ضمير به هر دو برگردد معناى آن اعمّ از هر دو معناست « 1 » .
وَ جَعَلْنا لَكُمْ فِيها مَعايِشَ
در زمين چيزى قرار داديم كه بدان وسيله زندگى كنيد از قبيل پوشاك و خوراك و مسكن و مركب
وَ مَنْ لَسْتُمْ لَهُ بِرازِقِينَ
عطف بر « معايش » است ، براى شما خدمتكاران و كنيزان و بندگان و چهار پايانى قرار داديم كه شما روزىدهندهى آنها نيستيد ، در اين لفظ جانب روزىگيران ذوى العقول غلبه دارد يعنى شما روزى اين افراد را نمىدهيد .
يا عطف بر مجرور در « لكم » است كه اين احتمال بعيد است ، چون حرف جر اعاده نشده ، و معناى آيه اين است : براى شما اسباب معيشت و زندگى قرار داديم ، و براى كسانى هم كه شما روزىدهندهى آنها نيستيد اسباب عيش و زندگى قرار داديم ، مانند مجانين و سفيهان و غير آنها از اهل جزيرهها كه مانند چهار پايان و درندگان زندگى مىكنند و به آنها ملحق مىشوند .
هامش
( 1 ) . ابو الفتوح رازى در تفسيرش موزون را سنجيدن بر وفق حاجت و بر حسب مصلحت دانسته و علّامه طباطبايى در تفسير الميزان آن را پسنديده و متناسب الاجزاء كه با طبع و حكمت تناسب دارد معنا كرده است .