و مرا ياد كنند ولى آنها از ياد آورى من در پوشش هستند .
بدان كه « ذكر » در اينجا به معناى چيزى است كه موجب ذكر و ياد آورى است و به اين معنا همهى مصنوعات ذكر خداى تعالى است و چون يادآورى به سبب آنها مختلف است مصنوعات نيز بر حسب قوّت و ضعف در اطلاق ذكر مختلف مىشوند و روى همين جهت است كه بعضى از آنها ذكر ناميده نشده است .
مثلا قرآن ، رسول صلّى اللّه عليه و آله ، امام عليه السّلام ، لفظ لسان ، ذكر جنان ، آرامش و سكينهى قلبى و نماز ذكر ناميده مىشود .
مقصود اين است كه كافران كسانى هستند كه چشمهاى قلبى آنها در پوششى از هواها ، آرزوها و ساير صفات نفس است و چيزهايى را كه موجب ياد آورى خدا است ( از آن جهت كه ذكر و ياد آورى خدا است ) نمىبينند اگر چه چشمهاى ظاهرى آنها مصنوعات را مىبيند مثلا قرآن ، رسول صلّى اللّه عليه و آله و امام عليه السّلام را با چشم ظاهر مىبينند ولى چشم باطنشان از درك حقيقت عاجز است ، چون على عليه السّلام به سبب علويتش حقيقت ذكر خدا است « ذكر » را به على عليه السّلام و ولايت او تفسير كردهاند .
از امام رضا عليه السّلام آمده است كه غطا و پوشش چشم مانع از ذكر نيست و ذكر با چشم ديده نمىشود و لكن خداى تعالى كافران به ولايت على بن ابى طالب عليه السّلام را به كورها تشبيه كرده ، چون آنها گفتار نبىّ صلّى اللّه عليه و آله را در مورد على عليه السّلام را سنگين شمرده و نتوانستند بشنوند .
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 496
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٤٩٦