كه قادر بر نقب زدن هم نبودند يا نمىتوانستند نقب بزنند چون ذو القرنين زمين را كند به آب كه رسيده بود سدّ را بنا كرد .
قالَ هذا رَحْمَةٌ مِنْ رَبِّي فَإِذا جاءَ وَعْدُ رَبِّي
ذو القرنين گفت : اين سدّ يا قدرت بر صاف و مساوى كردن آن رحمتى است از پروردگارم پس آنگاه كه وعدهى پروردگارم فرارسد ؛ يعنى قيامت كه فرا برسد يا دنيا خراب شود ، و اگر مقصود از وعدهى پروردگار قيامت باشد معناى آيه اين است كه هرگاه وعدهى او فرارسد .
جَعَلَهُ دَكَّاءَ
آن را ويران كرده و با زمين يكسان مىكند . ( جعله دكّاء نيز خوانده شده است )
وَ كانَ وَعْدُ رَبِّي حَقًّا
وعدهى پروردگارم حق است و تخلّفى ندارد .
نقل شده است كه قبل از روز قيامت ( آخر الزّمان ) آن سدّ منهدم مىشود و يأجوج و مأجوج خارج شده و مردم را مىخورند ؛ همين قول خداى تعالى كه مىفرمايد :
حَتَّى إِذا فُتِحَتْ يَأْجُوجُ وَ مَأْجُوجُ وَ هُمْ مِنْ كُلِّ حَدَبٍ يَنْسِلُونَ
« 1 » از امام صادق عليه السّلام روايت شده است كه : هيچ مردى از آنها نمىميرد تا اين كه از صلب او يكهزار فرزند ذكور به دنيا بيايد ، سپس فرمود : آنها پس از ملايكه بيشترين موجوداتى هستند كه خلق شدهاند .
و از نبىّ صلّى اللّه عليه و آله است كه از نشانههاى قيامت خروج يأجوج و مأجوج
هامش
( 1 ) سورهى انبياء آيهى 96