قدرتتان به من كمك كنيد ، از قبيل عمله ، آلات و چيزهايى كه بناى سدّ بر آنها احتياج دارد .
أَجْعَلْ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُمْ رَدْماً
تا اين كه من بين شما و آنان حايلى بنا كنم ؛ ردم بزرگتر از سدّ است يعنى بزرگترين درخواست آنها را اجابت نمود .
آتُونِي زُبَرَ الْحَدِيدِ
برايم قطعههاى بزرگ آهن بياوريد « زبرة » قطعه بزرگ است ، و جمل بدل تفصيلى از اعينونى است
حَتَّى إِذا ساوى
براى او قطعههاى بزرگ آهن را آوردند تا از عمق زمين مساوى كوهها ديوار ساختند .
و فاعل فعل « ساوى » ذو القرنين يا حديد است
بَيْنَ الصَّدَفَيْنِ
لفظ « صدفين » با حركه ، با دو ضمّه ، با ضمّه اوّل و سكون دال خوانده شده است كه مقصود از آن دو كوه است يعنى تا دو طرف كوه بر آمد .
قالَ انْفُخُوا حَتَّى إِذا جَعَلَهُ ناراً
به كارگران گفت : باد بزنيد ( بدميد ) تا آتش بيفروزيد ؛ تا اين كه با دميدن و گرم كردن آن را آتش گونه ساخت ،
قالَ آتُونِي أُفْرِغْ عَلَيْهِ قِطْراً
گفت برايم مس يا روى گداخته بياوريد ؛ در لفظ « قطرا » هر دو فعل مضارع ( ائتونى ) و ( افرغ ) عمل مىكنند و قطر مس است .
از مولا و مقتداى ما امير المؤمنين على عليه السّلام روايت شده است كه فرمود : براى ذو القرنين كوهى آهنين درست كردند و آن را طورى درست