خونريزى و وحشىگرى بسيار ) مىكنند آيا چنانچه ما خرج آن را به عهده بگيريم سدّى ميان ما و آنها مىبندى ( كه ما از شرّ آنان آسوده شويم ) ؟
ذو القرنين گفت : تمكّن و ثروتى كه خدا به من عطا فرموده از هزينه شما بهتر است ( نيازى به كمك مادى شما ندارم ) امّا شما با من به قوّت بازو كمك كنيد ( مرد و كارگر از شما وسايل و هزينه آن با من ) تا سدّى محكم براى شما بسازم كه به كلّى مانع دستبرد آنها شود ،
و گفت قطعات آهن بياوريد آنگاه دستور داد كه زمين تا به آب بكنند و از عمق زمين تا مساوى دو كوه از سنگ و آهن ديوارى بسازند و سپس آتش برافروخته تا آهن گداخته شود آنگاه مس گداخته بر آن آهن و سنگ ريختند ،
از آن پس آن قوم نه هرگز بر شكستن آن سد و نه بر بالاى آن شدن توانايى يافتند ،
ذو القرنين گفت : كه اين لطف و رحمت خداى من است و آنگاه كه وعدهى خدا فرارسد ( كه روز قيامت يا ظهور حضرت قائم عجل اللّه فرجه است ) آن سدّ را متلاشى و پاره پاره گرداند و البتّه وعدهى خدا محقّق و راست خواهد بود ،
و روز آن وعده كه فرارسد خلايق محشر چون موج مضطرب و سرگردان باشند و نفخه صور دميده شود و همه خلق در صحراى قيامت جمع آيند ،
و دوزخ را آشكار به كافران بنماييم ،
آن كافرانى كه بر چشم ( قلب ) شان پرده ( غفلت ) بود و از ياد من غافل بودند و هيچ توانايى بر شنيدن ( آيات الهى ) نداشتند ،
آيا كافران پندارند كه بندگان ( با خلوص ) من غير من كسى را دوست و ياور خود خواهند گرفت و ما براى كافران دوزخ را منزلگاه قرار داديم ،
( اى رسول ما ) به امّت بگو كه مىخواهيد شما را به زيانكارترين مردم آگاه سازم ،
زيانكارترين مردم آنها هستند كه عمرشان را در راه حيات فانى تباه كردند
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 486
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٤٨٦