كسى است كه با بيعت و لوى بيعت كرده باشد ، با اين تفاوت كه آن رحمت ديگر نزد رحمن صرف نيست بلكه از نزد خلفا و جانشينان خدا است ، پس آن رحمت موصوف به « من عند اللّه » نمىشود ، و رحمتى كه چنين وصفى دارد و از نزد خدا است عبارت از آن رحمتى مىباشد كه براى سالك بعد از به پايان رسيدن سلوكش حاصل مىشود ، و آن بر حسب استعداد سالك و فناى او از ذاتش ، بقاى او به خدا بعد از فنا ، جانشينى خداوند جهت دعوت بندگان اعمّ ز دعوت باطنى و ظاهرى اعطا مىگردد ، و اين رحمتى است كه ولايت ناميده شده و موصوف است بر اين كه از جانب خداست .
در اين آيه اشاره بر اين است كه خضر عليه السّلام ولى است و به سبب جانشينى خدا دعوت به سوى او مىكند اما نبىّ بودن آن حضرت از اين آيه استفاده نمىشود ، در بعضى از اخبار است كه او نبىّ نيز بوده است .
ممكن است اخبارى را كه دال يا حاكى از نبوّت اوست بر جانشينى و خلافت نبوّت حمل نمود .
چنانچه گفته شده است : شيخ در ميان قوم خودش همانند نبىّ است در بين امّتش .
وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً
او را موصوف به شرافت تعليم و اين كه از جانب الهى چنين افاضهاى شامل حالش گرديده است و آنچه كه ياد گرفته علم است نه صنعت ، تعليم انبيا و اوليا عليهم السّلام تعليم خدا است ولى از نزد خدا نيست بلكه از نزد خلفاى اوست ، و تعليم از نزد خدا گاهى بر