خدا « قال له » جريان پيدا كند كه البتّه اين احتمال بعيد است .
مقصود از « رشد » هدايت يافتن به تنظيم معاش و حسن معاشرت با مردم است به نحوى كه منتهى بر حسن معاد و استحقاق اجر از خدا گردد كه از آن به سياست مدن تعبير مىشود ؛ و هدايت يافتن بر سياست نفس و هر كس كه زير دست او باشد از قوا ، جوارح و اهل و عيال و داخل نمودن آنان تحت حدود الهى كه از آن بر تدبير منزل تعبير مىشود .
و هدايت يافتن بر اصلاح نفس بدين گونه كه نفس را از رذايل خالى و بر خصايل و صفات خوب مزيّن سازد كه از آن به تهذيب اخلاق تعبير مىشود .
امّا عقايد حقه كه ثابت و يقينى است با اين كه به نوعى مرتبط با رشد است و بدون آن رشد حاصل نمىشود رشد بر آن اطلاق نمىشود كه براى حضرت موسى عليه السّلام حاصل شده بود .
از دو معناى اوّل تعبير مىشود بر سنّت قائمه ، معناى سوّم فريضهى عادله و معناى چهارم آيت محكمه ، حديث نبوى صلّى اللّه عليه و آله بر اين چهار معناى اشاره دارد كه فرموده است : علم بر سه نوع است : آيت محكمه ، فريضهى عادله و سنّت قائمه .
و چه قدر نيكو گفته است حضرت موسى عليه السّلام در مقام طلب كه خود را از مقام عالى به مقام فقر احتياج تنزّل داده و سؤال را به صورت استفهام عرضه نموده است به صورت امر كه مشترك بين امر و سؤال باشد .
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 436
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٤٣٦