آنها را حاضر نگردانيدم .
وَ لا خَلْقَ أَنْفُسِهِمْ
حتّى آنها شاهد آفرينش خودشان نيز نبودند و بر كيفيّت و چگونگى خلقت خودشان هم آگاه نيستند چه رسد بر خلقت غير و تصرّف در آن
وَ ما كُنْتُ مُتَّخِذَ الْمُضِلِّينَ عَضُداً
در اينجا گذاشتن اسم ظاهر به جاى ضمير اشعار به علّت حكم است و ذمّ ديگرى براى آنها ، و نيز وجه ديگرى براى منع از ولايت شيطان .
وَ يَوْمَ يَقُولُ
عطف است بر « عند ربك » يا « يوم نسير الجبال » به تقدير « ذكرهم » ،
نادُوا شُرَكائِيَ
مقصود از شركا اعمّ از شركاى در وجوب ، الوهيّت ، عبوديّت ، طاعت ، ولايت و وجود مىباشد ،
الَّذِينَ زَعَمْتُمْ فَدَعَوْهُمْ فَلَمْ يَسْتَجِيبُوا لَهُمْ وَ جَعَلْنا بَيْنَهُمْ مَوْبِقاً
بين مشركين و شركا جايگاهى مهلك قرار مىدهيم كه به همديگر نرسند ، يا وصل آنها در دنيا را سبب هلاكت در آخرت قرار مىدهيم ، چنانچه گفته شده كه « بين » به معناى وصل است .
وَ رَأَى الْمُجْرِمُونَ النَّارَ
آوردن اسم ظاهر به جاى ضمير براى اشعار بر حكم و تهديد غير مشركين از مجرمين است ؛ و نيز اشاره به ذمّ ديگر و تطويل كلام در مقام ذمّ است .
فَظَنُّوا أَنَّهُمْ مُواقِعُوها وَ لَمْ يَجِدُوا عَنْها مَصْرِفاً
در اينجا « فظنوا » به معناى يقين كردند مىباشد ، چنانچه گذشت يقين صاحبان نفس ظنّ است نه يقين .